تبلیغات
شگفتی ها - کشتی های ارواح، سرگردان در دریا: حقیقت یا افسانه؟

کشتی های ارواح، سرگردان در دریا: حقیقت یا افسانه؟

نویسنده :نیما
تاریخ:1 تیر 91-21:13


کشتی های ارواح، سرگردان در دریا: حقیقت یا افسانه؟

«هلندی سرگردان» (Flying Dutchman) به این سو می آید، هیس هیس کنان بسان ماران از میان هزاران هزار افشانه‌ی آب راه می گشاید و به شتاب به این سو می آید. «هلندی سرگردان» از میان توفان عزم «خلیج تیبل» دارد. هم اوست که سبک بال همچون پرنده، از میان بادهای غران، پیش می رود. افسوس که هرگز نمی تواند آنجا لنگر بیندازد، چرا که از خلیج عبور کرده است. –یک تصنیف قدیمی انگلیسی

کشتی های ارواح، در باور عمومی کشتی هایی هستند که گاه و بیگاه در دریا ظاهر می شوند و تنها ساکنان آنها ارواح می‌باشند. گاهی برای توصیف کشتی های متروکه ای که به تنهایی در آب ها سرگردان باشد و تمام کارکنان آن گم شده، یا از بین رفته باشند نیز از اصطلاح کشتی ارواح استفاده می‌شود.

یک شب، کسانی که در جاده ی ساحلی حوالی دماغه جان (Cape John)، نوا اسکاتیا (Nova Scotia)، رانندگی می کردند با مشاهده ی یک منظره‌ی عجیب در افق دریا شگفت زده شدند. به گفته ی یکی از شاهدان عینی: «یک کشتی بود که آن را نوری شعله مانند احاطه کرده بود. البته مطمئن نیستم که واقعاً شعله بود یا نه… ولی تمام کشتی درخشش شعله‌واری داشت و با سرعت حرکت می کرد.» این صحنه به مدت دو ساعت ادامه داشت و چندین نفر در مسیر خود بر روی جاده آن را دیده بودند.

آیا واقعاً یک کشتی مشتعل بر روی دریا در حرکت بود؟ خیر. آنچه که این افراد مشاهده کرده بودند یک کشتی ارواح بود. داستان های کشتی های ارواح بارها و بارها در صفحات تاریخ حضور داشته اند. اگرچه برخی از آن های افسانه های محلی اند، اما درباره برخی دیگر، حقایق مستندی وجود دارد.

کشتی سوزان تنگه ی نورثامبرلند (Northumberland Strait) اغلب در ساحل نوا اسکاتیا یا جزیره ی پرنس ادوارد در کانادا مشاهده شده است: یک کشتی با سه دکل که از هر سوی آن شعله های آتش بیرون می زند.

یک شاهد عینی دیگر این گونه روایت می کند که: «یک شب در ماه اکتبر، در راه بازگشت از خانه ی یکی از همسایگانم، داشتم به تنگه ی نورثامبرلند نگاه می کردم که یک کشتی آتش گرفته را دیدم. آن شب هوا کاملاً صاف بود و به همین دلیل  می توانستم طرح کشتی را به خوبی تشخیص دهم. تقریباً بیست دقیقه به کشتی خیره شدم تا این که ناپدید شد. قبلاً درباره ی کشتی ارواح چیزهایی شنیده بودم و به محض دیدنش متوجه شدم که این یک کشتی ارواح است.»

در طی سال ها، چندین نفر کوشیده اند که به این کشتی برسند اما موفق نشده اند. استرلینگ رمزری (Sterling Ramsay) در کتاب خود «افسانه ی جزیره ی پرنس ادوارد» تلاش خود برای رسیدن به کشتی را به تفصیل توضیح داده است.

یک روز، عصرهنگام، اندکی مانده به گرگ و میش شب، یک کشتی در لنگرگاه مشاهده شد که به نظر می رسید دچار حادثه شده باشد. در میان دریا چیزی مثل یک کشتی بادبانی بزرگ با سه دکل دیده می شد تمام آن در میان شعله های آتش می سوخت. چند مرد سوار یک قایق کوچک شدند و با امید نجات خدمه، پاروزنان به سمت کشتی شعله ور رفتند. اما هنوز به کشتی نرسیده بودند که کشتی در میان مه گم شد و بعد به کلی از نظر ناپدید گشت.

شاید کشتی سوزان تنگه ی نورثامبرلند یک خطای چشم با ساز و کاری ناشناخته باشد. دیدن نقش های خیالی بر آب در این آب ها امر نامعمولی نیست، و معمولاً شرایط جوی در این منطقه به گونه ای است که ساحل نوا اسکاتیا را به طرزی غیرواقعی نزدیک به کرانه های جزیره ی پرنس ادوارد نشان می دهد. در مواقع دیگر، خط ساحلی از فاصله ی دور تقریباً غیرقابل تشخیص است.

هلندی سرگردان

شاید بخش بزرگی از حکایات رایج درباره ی «هلندی سرگردان»، ریشه در توهمات دیداری داشته باشد. «هلندی سرگردان» به ناخدای کشتی اشاره دارد، نه به خود کشتی. بر اساس حکایات و افسانه ها، در میانه ی سده ی ۱۷ میلادی، یک کشتی هلندی می کوشید دماغه ی گود هوپ ((Cape of Good Hope در رأس آفریقا را دور بزند. دریا به شدت خطرناک بود و وجود توفان سهمگین هم اوضاع را بدتر کرده بود. ناخدا بر اثر اشتباه (یا عجله برای به پایان بردن سفر) کوشیده بود دماغه را در آن هوای نامساعد دور بزند. او علی رغم شرایط بد تصمیم به بازگشت نداشت و رو به آسمان قسم خورد که «حتی اگر تا ابد طول بکشد»، دماغه را دور خواهد زد. بر اساس یک روایت دیگر از این افسانه، ناخدا با شیطان در بازی تخته نرد شرط بسته بود که اگر بازی را ببرد، شیطان او را به آن سوی دماغه منتقل کند. ولی همان طور که پیداست، ناخدا می بازد و محکوم می گردد که تا دنیا دنیاست در آن آب ها تقلا کند.

صدها سال است که دریانوردان ادعا می کنند «هلندی سرگردان» را در آن بخش از دریا دیده اند. برخی بر این باورند که مشاهده این کشتی خبر از حادثه ای شوم می‌دهد. شاید محتمل ترین توضیح برای دیدن چنین چیزی، توهم دیداری باشد. ممکن است شرایط جوی خاص موجب شود که یک کشتی دوردست، نزدیک تر از فاصله حقیقی خود دیده شود، یا حتی در آسمان با وارونه پدیدار گردد. چنین منظره ای، در نبود یک توضیح علمی، ممکن است از سوی دریانوردان به عنوان کشتی ارواح تلقی گردد.

مری سلست (The Mary Celeste)

کشتی های ارواح، سرگردان در دریا: حقیقت یا افسانه؟

شاید «هلندی سرگردان» و کشتی سوزان تنگه ی نورثامبرلند ترکیبی از افسانه و خطای چشمی باشند، اما برخی کشتی های ارواح واقعیت داشته اند. مثلاً کشتی بادبانی مری سلست در سده ۱۹٫ این کشتی که حامل ۱۷۰۱ بشکه الکل بود، در ۷ نوامبر ۱۸۷۲ از نیویورک به مقصد جنوا در ایتالیا به راه افتاد. ناخدای کشتی، بنجامین اسپونر بریگز (Benjamin Spooner Briggs) به شایستگی و دریاسالاری شهره بود. همسر و دختر دو ساله ی وی نیز در کشتی حضور داشتند. آلبرت ریچاردسون (کمک ناخدا) و شش ملاح دیگر نیز جزو خدمه بودند.

در ۱۵ سپتامبر، یک کشتی دیگر به نام «دی گراتسیا» (Dei Gratia) در مسیر مری سلست، نیویورک را ترک کرد. ناخدای دی گراتسیا، مردی به نام مورهاوس (Morehouse )، با ناخدا بریگز آشنا بود و پیش از راه افتادن کشتی بریگز، با غذا خورده بود. وقتی مورهاوس در ۵ سپتامبر مشاهده کرد که مری سلست بی هدف در میان جزایر آزور و ساحل پرتغال پرسه می‌زند، نگران شد. او کوشید با علامت دادن با کشتی دوست خود ارتباط برقرار کند، اما پاسخی دریافت نکرد. سرانجام وی کشتی خود را به کشتی بریگز رساند و یک گروه تفتیش را به داخل آن فرستاد. گروه تفتیش متوجه شدند که خود کشتی و بیشتر بار آن سالم هستند، اما ناخدا و خانواده‌اش و خدمه ناپدید شده بودند.

بر اساس برخی روایات، هیچ چیز در کشتی به هم نریخته بود، میز برای شام چیده شده بود و فنجان های قهوه که از آن‌ها بخار بلند می‌شد، در کابین بر جای مانده بودند. به هر حال، بر اساس شهادت گروه تفتیش، اگرچه کشتی قابل حرکت بود، اما به دلیل تبعات شناور ماندن چند روزه در آب در آن هوای نامساعد دچار آسیب شده بود. دریچه‌های عرشه باز بودند و میان عرشه کشتی، آب ایستاده بود. اجاق آشپزخانه‌ی کشتی از جای خود تکان خورده بود. بعدها که بار کشتی خالی شد، معلوم گردید که نُه بشکه خالی است. به گفته یکی از خدمه های دی گراتسیا: «تمام کشتی را آب گرفته بود. برای خوابیدن روی تخت ناخدا باید خشکش می کردیم وگرنه قابل خوابیدن نبود».

خدمه‌ای که وارد کشتی شده بودند، آن را خشک کرده، در ۱۳ دسامبر آن را به خلیج جبل الطارق رساندند. در آنجا کمسیون تحقیق امور دریایی جلسه‌ای برای تعیین سرنوشت کشتی تشکیل داد. شواهد نشان می دهند که به اعتقاد گروه تحقیق، خدمه‌ی مری سلست با عجله بسیار آن را ترک کرده اند. دست کم یک قایق کوچک و نیز تمام ابزارهای جهت یاب برداشته شده بودند. اما گزارش سفر کشتی در کشتی باقی مانده بود و تاریخ آخرین مطلب نوشته شده در آن به ۲۵ نوامبر برمی گشت.

یافتن توضیحی برای آنچه که رخ داده بود، کار آسانی نبود. احتمال دزدی دریایی تقریباً منتفی بود، چون بار کشتی دست نخورده باقی مانده بود. ضمن این که هیچ نشانه‌ای از خشونت دیده نمی‌شد و در چنین سفری کوتاه با خدمه اندک، احتمال تمرد و شورش وجود نداشت. نظر دادگاه این بود که چیزی به شدت باعث وحشت خدمه شده است، در حدی که آنان ناچار برای نجات زندگی خود از قایق استفاده کرده‌اند، اما درباره ی منبع ترس آنان هیچ دیدگاهی ارائه نشده است. قایق کوچک به احتمال فراوان در آن هوای نامساعد غرق و مری سلست تنها به حال خود رها شده است.

نظریه ها و حدس و گمان ها

کشتی های ارواح، سرگردان در دریا: حقیقت یا افسانه؟

ناخدا بریگز

در طی سالیان، گمانه‌زنی های زیادی درباره‌ی آنچه که برای مری سلست رخ داده بود، انجام گرفته است. روزنامه ها در آن زمان اشاراتی داشتند به این مسئله که شاید مورهاوس و بریگز برای کلاهبردی از صاحبان کشتی وانهاده شده این نقشه را کشیده اند، اما هیچ مدرکی برای اثبات ایده خود در اختیار نداشتند، و همچنین از آنجایی که بریگز خود یکی از صاحبان سلست بود، چنین موضوعی بسیار نامحتمل است. برخی حدس زدند که شاید تعدادی از خدمه به بار کشتی دستبرد زده، مست شده‌اند و به ناخدا و خانواده‌اش حمله کرده‌اند. چنین احتمالی نیز بعید است چرا که محموله الکل کشتی به هیچ عنوان خوردنی نبود. نظریه دیگر این بود که یک گرداب به کشتی برخورد کرده و خدمه و مسافران را از روی کشتی به دریا افکنده است. دیدگاه عجیب دیگری که توسط ناخدا دِیو ویلیامز (Dave Williams) مطرح شده بود، این بود که مری سلست قربانی «دریالرزه» (seaquake) شده است.

دریالرزه، زلزله‌ای است که زیر دریا رخ می دهد. این واقعه، بسته به نوع لرزه، حتی ممکن است تا شکست سطح کشتی نیز پیش برود. به عقیده‌ی ویلیام، مری سلست دچار دریالرزه‌ای شده است که موجب جا به جا شدن اجاق و از جا کنده شدن نه بشکه ی الکل، و ریختن محتوی آن ها به کف کشتی شده است. ناخدا و خدمه با مشاهده‌ی حرکت الکل به سمت آشپزخانه و محل اجاق گاز از بیم شعله ور شدن جرقه و انفجار شدید سریعاً به قایق نجات پناه برده‌اند و در حالی که با طنابی به کشتی متصل شده بودند، در پشت آن حرکت کرده اند تا زمانی که خطر انفجار رفع شود. اما به دلیل نامعلومی طناب پاره شده، یا این که بر اثر عجله از همان ابتدا خوب بسته نشده است و کشتی نجات کوچک از کشتی اصلی جدا افتاده است. مسافرت کشتی نجات هم در اثر بادهای شدید و هوای نامساعد، در دریا جان سپرده‌اند.

شاید وانهادگی اسرارآمیز مری سلست تنها پانویسی بی اهمیت در تاریخ دریانوردی باقی می ماند اگر آرتور کانون دیول، خالق «شرلوک هلمز» و نگارنده‌ی کتاب هایی همچون «دنیای گمشده» آن را جاودانه نمی کرد. کانون دویل داستان کوتاهی با نام Marie Celeste بر اساس این واقعه نوشته و نام کشتی را به این نام تغییر داده است. بسیاری از جزئیات منسوب به این حادثه در واقع از داستان خیالی کانن دویل و دو فیلمی که بر اساس این داستان ساخته شده اند، نشأت گرفته اند.

بایچینکو (The Baychinco)

کشتی های باری و غیربادبانی هم ممکن است به کشتی ارواح تبدیل شوند. فیلیپ و نانسی سف، در کتاب خود «آذرخش منجمد» ، روایت کشتی باری بایچینکو را نقل می کنند که در دریای قطب شمال به یک کشتی ارواح بدل گشت. بایچینگو در جوار پوینت بارو، آلاسکا، در حال حرکت بود که با آغاز زمستان، در میان یخ‌های پیش رونده گیر افتاد. در چنین شرایطی، تنها کاری که خدمه می توانستند انجام دهند این بود که تا شکستن یخ منتظر بمانند و بعد به حرکت خود ادامه دهند. در این اثنا، توفان شدیدی درگرفت و ناخدا از ترس آن که حرکت یخ ها، بدنه‌ی کشتی را مانند پوست تخم مرغ خرد کند، به خدمه دستور داد که تا تمام شدن توفان به یخ‌های شناور پیرامون کشتی پناه ببرند.

وقتی سرانجام توفان فرونشست، خدمه با وحشت مشاهده کردند که خبری از کشتی نیست و هیچ نشانه ای از شکستن آن دیده نمی شد. نتیجه گیری ناخدا این بود که طناب بایچینکو پاره شده است و حالا باید بدون خدمه در میان یخ‌های شناور قطب شمال سرگردان باشد.

ناخدا درست می گفت. کشتی ارواح بایچینگو چندین بار مشاهده شد، اما علی رغم تلاش ها برای دستیابی به این کشتی و بار قیمتی‌اش، هیچ کشتی موفق به نزدیک شدن به آن نشده است. بایچینکو آخرین بار در ۱۹۶۴ دیده شد و باور عمومی بر این است که هنوز هم آب های سرد قطب شمال را درمی نوردد.



نوع مطلب : داستانهای خواندنی 

Can you grow taller with exercise?
16 مرداد 96 20:48
What's Going down i am new to this, I stumbled upon this I've discovered
It positively useful and it has aided me out loads.
I hope to contribute & aid other users like its helped
me. Good job.
Foot Problems
15 مرداد 96 02:38
Thanks for the good writeup. It in truth used to be a entertainment account it.
Look complex to far added agreeable from you! By the way, how
could we be in contact?
ferrellichgdrphxu.snack.ws
17 تیر 96 00:32
What i don't understood is in reality how you're now not really a lot
more neatly-favored than you may be now.
You're very intelligent. You already know thus significantly in relation to this
matter, produced me for my part consider it from a lot of
numerous angles. Its like men and women are not
involved unless it's one thing to do with Woman gaga! Your personal stuffs excellent.
At all times deal with it up!
foot pain chart
6 تیر 96 04:14
Hello, Neat post. There's a problem along
with your web site in internet explorer, would test this?
IE still is the marketplace chief and a huge portion of folks will
leave out your fantastic writing due to this problem.
Shari
25 اردیبهشت 96 11:44
I could not resist commenting. Exceptionally well written!
ultimatelifts.myblog.de
18 اردیبهشت 96 18:24
Hi i am kavin, its my first occasion to commenting
anyplace, when i read this article i thought i could also make comment due to this sensible paragraph.
BHW
6 اردیبهشت 96 20:12
An intriguing discussion is worth comment. I think that you need
to publish more about this issue, it may not be a taboo matter but generally people don't discuss these topics.
To the next! Many thanks!!
BHW
1 اردیبهشت 96 07:55
It is the best time to make some plans for the future and it
is time to be happy. I've read this post and if I could I wish
to suggest you some interesting things or tips.
Maybe you can write next articles referring to this article.
I desire to read more things about it!
BHW
25 فروردین 96 18:06
Hello there I am so grateful I found your website, I really found you by accident,
while I was researching on Askjeeve for something else, Nonetheless
I am here now and would just like to say
thanks a lot for a marvelous post and a all round enjoyable blog (I
also love the theme/design), I don’t have
time to browse it all at the moment but I have
book-marked it and also added in your RSS feeds,
so when I have time I will be back to read a great deal more, Please do keep up the great jo.
manicure
22 فروردین 96 08:49
Have you ever thought about writing an ebook or guest authoring
on other sites? I have a blog centered on the same information you discuss and would really like to have you share some stories/information. I know my viewers would value your work.
If you're even remotely interested, feel free to shoot me an e-mail.
manicure
17 فروردین 96 00:28
I have read so many articles regarding the blogger lovers except this paragraph is genuinely a pleasant article, keep it up.
manicure
16 فروردین 96 08:38
I read this paragraph fully regarding the
comparison of newest and earlier technologies, it's remarkable
article.
رعنا
30 مهر 95 10:44
پمممممممممممممممنوووون و سسسسسسپاس.مطالبتون واقعا به درد بخوره
نرگس
27 مهر 94 20:48
خیلی جاب بود ممنون
رها
27 بهمن 93 20:23
خیلی دوستاشم.
فاطی
16 شهریور 91 17:24
سلام
ازوبلاگتون دیدن کردم
وبلاگتون نایسه
خوشحال میشم به وبلاگ منم سربزنید ونظرتونو راجع بهش بگید
بی صبرانه منتظرحضورگرمتونم
فعلا

قاسم
14 شهریور 91 11:34
سلام نیمای عزیز بسیار عالی .
مینا
27 مرداد 91 11:02
سلام
دوست خوب من
مطلب خوبی بود
دیگه چرا به من سرنمیزنی [قلب شکسته]
آقای مشکوک
16 مرداد 91 19:27
سلام
واقعا جالب بود
در موردش یه چیزاایی خونده بودم قبلا.
میدونی چند وقته به من سر نزدی؟!!!!!!
اصلا منو لینک کردی ؟!!!!!!!!
نکردی دیگه
بهم سر بزن خوشحال میشم
ღ❤ღ پویا رفت و برگشت ღ❤ღ
10 مرداد 91 16:00
سلامــ عزیز


______★★★★★_______★★★★_____
_____★★★★★★★____★★★★★★__
___★★★★★★★★_★★★★★★★★★___
__★★★★★★★★★★★★★★★★★★★___
__★★★★★★★★★★★★★★★★★★★____
__★★★★★★★★★★★★★★★★★★★____
__★★★★★★★★ ★★★★★★★★★★__
___★★★★★★★★★★★★★★★★★★___
____★★★★★★★★★★★★★★★★___
______★★★★★★★★★★★★★★___
________★★★★★★★★★★★★___
__________★★★★★★★★★_____
___________★★★★★★★ ______
___________★★★★★★ _______
____________★★★★_______
____________★★★_______
___________★★________
__________★_________
_________★__________
________★__________
________★__________
________★_________
_________★__________
___________★__________
_____________★_________
_______________★_________
_________________★_________
اپمـ
منتظر حضور گرمتـ هستمـ
خوشحالمــ
کنــ
نظر یادتـ نرهـ ها
دوستانیـ کهـ عنوانمو تغیر ندادنـ عنوانمو بهـ ღ❤ღ پویـــــــا رفتــ و برگشـتـ ღ❤ღ تغیر بدنـ مرسیـ
ف ه ی م ه
4 مرداد 91 01:53
چرا زنها باکره اند ولی مردها نه؟؟
میتونید توی وبلاگم به این سوال جواب بدید...
پریسا
27 تیر 91 11:22
سلام گلم وب خوشگلی داری
لگه مایلی تبادل لینک کنیم بگو
شهره
26 تیر 91 19:57
سلام اقانیما
چندوقت پیش به وبم سرزدیدممنونم
الان نظرتونودیدم خوشحال میشم باهمئ تبادل لینك داشته اشیم؟
منوباعنوان مفردمونث حاضرمفرموذكرغائب بلینك
ممنونم داداش
منم میلینكمت
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر